علي الجلابي الهجويري الغزنوي
26
كشف المحجوب ( فارسى )
فقر مرادشان نه آن بود كه عوامّ مر آن را غنا خوانند كه اين غنا يافت نعم بود و آن يافت منعم پس يافت وصلت چيزى ديكر بود و يافت غفلت چيزى ديكر شيخ ابو سعيد رح كويد الفقر هو الغنى باللّه و مراد ازين كشف ابدى باشد به مشاهدت حقّ كوئيم مكاشف ممكن الحجاب باشد پس اكر اين صاحب مشاهدت را محجوب كرداند از مشاهدت محتاج آن كردد يا نه اكر كويد نكردد محال باشد و اكر كويد كردد كوئيم چون احتياج آمد اسم غنا ساقط شد و نيز غنا به خداوند قائم الصفة و ثابت المراد باشد و به اقامت مراد و اثبات اوصاف آدميّت غنا درست نيايد كى عين اين خود مر غنا را قابل نيست از آنچ وجود بشريّت عين نياز باشد و علامت حدث عين احتياج پس باقى الصفة غنى باشد و فانى الصفة مر هيچ اسم را شايسته نباشد پس الغنى من اغناه اللّه از آنچ غنى باللّه فاعل بود و اغناه اللّه مفعول و فاعل به خود قايم بود و مفعول بفاعل قايم بود پس اقامت به خود صفت بشريّت بود و اقامت بحقّ محو صفت و من كه على بن عثمان الجلّابى ام وفّقنى اللّه چنين كويم كى چون درست شد كى غناء بر حقيقت بر بقاء صفت درست نيايد كى بقاء صفت محلّ علّت بود به دلايل مذكور * و موجب آفت و فناء صفت خود غنا نباشد ازيراك هرچه به خود باقى نباشد آن را نامى ننهند پس غنا را فناء صفت بود و چون صفت فانى شد محلّ اسم ساقط كشت برين كس نه اسم فقر افتد و نه اسم غنا و باز جملهء مشايخ و بيشترى از عوامّ فضل نهند فقر را بر غنا از آنك كتاب و